EN
|
|
|
پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۰
صفحه اصلیکافه کتاب


 

عنوان فارسی:

 

عنوان انگلیسی: 

 مرشد و مارگاریتا

 

The Master and Margarita

نویسنده:

میخائیل ‌بولگاکوف‌

مترجم:

پرویز شهدی

انتشارات:

به‌سخن

معرفی:

کتاب مرشد و مارگریتا اثر میخائیل بولگاکف، از جنجالی‌ترین و مشهورترین آثار ادبیات روسیه است که امروزه یکی شاهکارهای ادبی قرن بیستم نیز به شمار می‌آید. این رمان برجسته داستان سفر شیطان به مسکو، سرنوشت پونتیوس پیلاطس و تصلیب مسیح و داستان عشق مرشد و مارگریتا را به تصویر می‌کشد و دارای مفاهیم فلسفی عمیق با سبک رئالیسم جادویی است. در این سبک ادبی با وجود اینکه از عناصر تخیلی و غیر طبیعی استفاده می‌شود؛ اما تمامی رویدادها باورپذیر و واقعی به نظر می‌رسند. این کتاب تأثیر زیادی از کتاب فاوست گوته گرفته‌ است. «مرشد و مارگریتا» نماد ادبیات سرکوب شده دوران کمونیسم شوروی تحت حاکمیت استالین است. فضایی که در آن روشنفکران از فکر کردن منع می‌شود و اگر کسی بخواهد حتی رمانی بنویسد به سرعت طرد می‌شود. نویسنده در این داستان جامعه‌ای را توصیف می‌کند که مردم در آن به راحتی دروغ می‌گویند و این یک امر عادی محسوب می‌شود، همچنین وضعیت جامعه به گونه‌ای‌ست که شایسته‌سالاری وجود ندارد و افراد پاداش‌هایی را دریافت می‌کنند که لایق آن نیستند. این رمان را همچنین می توان پژوهشی ژرف درباره‌ی «ناهماهنگی شناختی» در نظر گرفت؛ وضعیتی روحی که بر اثر شرایطی مانند ایجاد همزمان دو یا چند دیدگاه، ارزش یا اندیشه‌ی ناهمگون در فرد به وجود می‌‌آید. محتوا و مضمون کتاب آن‌قدر قدرتمند است و به‌ قدری جامعه‌ی شوروی را به‌چالش می‌کشد که تا بیست‌وپنج سال پس از مرگ بولگاکف، اجازه‌ی انتشار نیافت. مخاطب سخنان بولگاکف دو طبقه از اجتماع بودند: روشنفکران و مردم عادی. وی می‌خواست به روشنفکران و نویسندگان یاد دهد که حقیقت مهمترین چیز است. از دید بولگاکوف، هر کس مسئول سرنوشت خویش است و در شرایط انتخاب‌های سخت است که ماهیت راستین انسان نمایان می‌شود. این کتاب برای تمام دوست‌داران ادبیات روسیه و ژانر رئالیسم جادویی خواندنی‌ست. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: حرفت را باور می‌کنم. این چشم‌ها دروغ نمی‌گوید. چند بار بهتان گفتم که اشتباه اساسی شما کم بها دادن به اهمیت چشم است. زبان آدمی شاید بتواند حقیقت را کتمان کند ولی چشم‌ها، هرگز. اگر كسی به دفعات پرسشی را مطرح كند، ممكن است حتی يكه هم نخوريد و بعد از يك لحظه بر خودتان مسلط شويد و دقيقاً بفهميد كه برای كتمان حقيقت چه بايد بگوييد. شايد هم رفتارتان متقاعدكننده باشد و خمی به ابرو نياوريد. ولی افسوس که حقیقت چون برقی از اعماق وجودتان بر خواهد خاست و در چشم‌هایتان رخ خواهد نمود.

توضیحات:

https://www.iranketab.ir/book/449-the-master-and-margarita